هیچ دانی مادر سادات کیست؟
سبز یعنی عاشق مولا شدن
پشت درب حیدری زهرا شدن
سبز یعنی عشق تا شور و بلا
با حسین فاطمه در کربلا
سبز یعنی ساقی و مست و هدف
همچون عباسی یل شاه نجف
طالب سبزم نه ان سبز ریا
سبز هم بازیچه شد
مهدی بیا
ببخشید دیگه کم میام
نوروز همتون مبارک
امیدوارم سال خوشی داشته باشید
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]
باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا
جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا
بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست
نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما
صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند
جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا
همه در عید به صحرا و گلستان بروند
من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا
عید نوروز مبارک به غنى و درویش
یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا
گرمرا ره به در پیر خرابات دهى
به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا
سالها در صف ارباب عمائم بودم
تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]

از دیوار های سکوتم
بگذار با تو از درد تنهایی خویش بگویم
بگذار بگویم که روز به روز بازار روحم به مرگ و نیستی نزدیکتر می شود
من رو به زوالم زوال دوست داشتن
زوال امید
و تنها در کوچه باغ ارزو بی ارزو قدم بر می دارم
وای که چه روزهای سختی رو می گذرونم
خدایا کمکم کن
انتظار...........
منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم .
منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم سر روی شانه هایت
بگذارم ... از عشق تو ..... از داشتن تو..... اشک شوق ریزم.
منتظر لحظه ای مقدس که تو را در اغوش بگیرم بوسه ای از سر
عشق به تو تقدیم کنم و با تمام وجودم قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم.
اری من تو را
دوست دارم
و عاشقانه تو را می ستایم.
وای بر خیمه های بی عباس
تنت لگد مال ستور
به نیزه و کنج تنور
عزیز بی سر حسین
نوحه سر کن اسمان کین داغ داغ دیگری است
روزتون بخیر
فردا اخرین اپ منه
بچه ها یکی به من بگه گناه من چیه
خیلی سخته عاشق یکی باشی و بهت بگه تو واسه فرار از تنهاییت فقط به من عادت کردی
دارم دیونه می شم
بچه ها من دارم میرم
تصمیمم رو گرفتم
می رم اگه تونستم با زندگی کنار بیام یا اگه خیلی دلتنگ شدم بر می گردم
بچه ها دارم داغون میشم
چرا سهم من از عشق اینه؟
من دیگه ازدواج نمی کنم.
یکی بهم بگه اگه دلتنگش شدم چی کنم؟
یکی بهم بگه چه جوری بی خبر بمونم ازش؟
یکی بهم بگه بی اون چی کنم؟
دارم دغ میکنم
بچه ها من رو حلال کنید
واسم دعا کنید
ای تویی که عشقم رو قبول نکردی
تو رو خدا هرزگاهی خبری از خودت بهم بده
دارم این جا دغ می کنم بی تو
خدایا کمکم کن
دارم دغ می کنم
تو رو خدا بی خبرم نزار
بازم منم ارزو
دختری از دیار تنهایی
دوست جونا عید همگی مبارک
عید راست راستی من
اخه من سیدم
بچه ها واسم دعا کنید
امروز دکترا واسم ازمایشای کبد نوشتن
خیلی نگرانم
دعام کنید
امشب شب عیده
راستی از این به بعد امتحانام شروع می شه دیگه اپ نمی کنم
البته به همتون سر می زنما دوستون دارم
شما هم بهم سر بزنیدا
بابای
نه حرف تیر تو قلب یه دیونه ی در به دره
نه صحبت ژرسیدن لحظه و روز و حالته
نه قصه عاشقیهُ نه پاسخ سوالته
نه اشکی ریختم لا به لاش نه پر شده از عطر یاس
نه توش غرور پیدا میشه نه اعتماد نه التماس
ایندفه حرف قصه نیست خاکستر حقیقته
یادت میاد یکی می گفت حقیقتم مصیبته
بذار بدون پرسش و ساده و بی مقدمه
بری سراغ حرفی که می ترسونه یک عالمه
همیشه از نخواستنت تو رو یاهام می ترسیدم
بعد خودمو گول میزدم به ترسیدن می خندیدم
ترسه ولی قایم می شد شب میومد مثل لولو
واسه همین گاهی بهت فقط می گفتم تو بگو
نگفتی و گذاشتمش پای غمای خستگی
فهمیدم اشتباه بوده اینم یه جور دیونگی
خیال نکن این که می گم شکایت رنگ گله است
قبول ندارم اخم تو مال نبود حوصله است
دیگه مزاحم نمی شم خیالت اسوده باشه
سهم من از اتیش بذار فقط یک کم دوده باشه
مهم اینه که اسمتو تمام دنیا بلدن
فرقی نداره که با من چقد خوبن چقد بدن
مهم اینه تا دینمو یه کم به عشق تو دادم
طبق یه قانون از چشمات مثل یه قطره افتادم
قصه ما دو تا شاید به درد تاریخ بخوره
کار من از جانب تو به درد توبیخ بخوره
همونشم تو بنویس کلی جای سپاس داره
با من که کاری نداری اونو می دی کی بیاره؟
نه بگذریم انار دلم بازم پرید اون شبکه
برای تو تکراریه اما نگه می ترکه
خوب می دونم تو این سالا تحملم کردی اره؟
چشات روشون نشد بگن زیبا من رو دوست نداره؟
سخته مزاحمت نشم نمی دونم چی کار کنم
نه نمی شم اما می خواهم از خودم هم فرار کنم
دلم می خواهد برم یه جا که دیگه زیبا نباشه
تمام دنیا رو برم فک می کنم جا نباشه
تو همه وجودمی هر جا برم می یای پیشم
ولی بهت قول دادمو دیگه مزاحم نمی شم
من نمی رم یادت باشه تو اونی هستی که میره
منم یه جور مزاحمم که کلی پیشت می میره
مزاحمی که رد ش تمام ادما دارن
نیازی نیست شمارشو به ذهن دستگاه بسپارن
مزاحم خیلی روزا چه تو طلوع چه تو غروب
مزاحم روزای تلخ مزاحم روزای خوب
نه این که بار اخره مزاحمت طولانی شد
اخماتو واکن تا برم باز که هوات طوفانی شد
الان تمومش می کنم امون نمی دم تا بگی
خوبیش اینه با هم می گیم مزاحم همیشگی
حالا اگه دلت امد نامه رو بردار پاره کن
دیگه مزاحمت نشم؟دل می گه استخاره کن
چشمای ناز و روشنت شاده که شر من کمه؟
قند تو دلت اب میشه از نبودن این دختره
تازه همونم که می خوای بدون زنگ و صحبتی
این اخرین حرف منه دلم خوشه که راحتی
مزاحم همیشگی ت تاریخ اذر می زنه
اما زمان هیچه براش فقط داره داد می زنه
داد می زنه ای ادما مسافرای زندگی
از این به بعد بهم بگید مزاحم همیشگی
و من دستانم را به نشان تسلیم بالا اوردم
اری من تسلیم بودم تسلیم عشق زیبای تو
تا به خود امدم تو در قلبم چنان جای زیبایی باز کرده بودی که دیگر خود را ندیدم
من در زندان مهربانی تو اسیر بودم و برای اولین بار در تاریخ کسی به زندانی بودن خود می بالید
هر روز بیشتر از دیروز
ای الهه عشق من!محبوب زیبای من
به عشق پاکمان تا انتهای بینهایت به انتظارت خواهم نشست!
دوستت دارم زیبا ترین من
بی مهری و جفای تو باور نمی کنم
دل را چنان به مهر تو بستم که بعد از این
دیگر هوای دلبر دیگر نمی کنم
رفتی و با تو رفت مرا شادی و امید
دیگر چگونه عشق ترا آرزو کنم
دیگر چگونه مستی یک بوسه ترا
دراین سکوت تلخ و سیه جستجو کنم
یاد آر آن زن ‚ آن زن دیوانه را که خفت
یک شب بروی سینه تو مست عشق و ناز
لرزید بر لبان عطش کرده اش هوس
خندید در نگاه گریزنده اش نیاز
لبهای تشنه اش به لبت داغ بوسه زد
افسانه های شوق ترا گفت با نگاه
پیچید همچو شاخه پیچک به پیکرت
آن بازوان سوخته در باغ زرد ماه
هر قصه ایی که ز عشق خواندی
به گوش او در دل سپرد و هیچ ز خاطره نبرده است
دردا دگر چه مانده از آن شب ‚ شب شگفت
آن شاخه خشک گشته و آن باغ مرده است
با آنکه رفته یی و مرا برده یی ز یاد
می خواهمت هنوز و به جان دوست دارمت
ای مرد ای فریب مجسم بیا که باز
بر سینه پر آتش خود می فشارمت

دلخوشی های دل خوش باورم را پس بده
چشمهای منتظر بر درم را پس بده
من به ترک این عشق مجازی امدم
لایق من نیستی انگشترم را پس بده
سیب سرخی را به من بخشید و رفت
ساقه سبز دلم را چید و رفت
عاشقانه های مرا باور نکرد
عاقبت بر عشق من خندید و رفت
با غم عشقش مدارا می کنم
بی مروت گریه ام را دید و رفت
سلام رفیق دلتنگی
ببین چه تنها شدم
من مانده ام و تنها یادی از تو
نمی دانم چرا از من گریختی
نمیدانم برای من رفتی یا برای غرورت
ای کاش نمی رفتی
من این جا یک مرده ام
دوستت دارم
ای کاش بفهمی که اشتباه کردی و برگردی
دوستت دارم
شاید دیگه من نباشم مواظب عشقم بمون
می سپارمش بهت میرم تمام تار و پودمو
یک وقت نیاد برنجونیش کسل کنی وجودمو
خدا یک وقت کسی نیاد بدزده قلب ساده اشو
کسی نیاد تو زندگیش بشینه زیر سایه اشو
بهش بگه دوستت دارم خیلی بده زمون ما
خدا سپردمش به تو مواظب عشقم بمون
فردا قراره من و تو از همدیگه جدا بشیم
فردا قراره همدم گریه بی صدا بشیم
تو کوچه های بی کسی نیستی و پرسه می زنم
ای ادمها نگاه کنید غریب شهرتون منم
یادش به خیر من و تو و یک قلب پاک و بی غرور
حال چی شد عوض شدی دلت کجاست سنگ صبور؟
من تو رو عاشق می کنم هر جور شده حتی به زور
کی می خواهد فردا تو رو از من بگیره
کاش اونم ویرونه شه اتیش بگیره
ما باید فردا رو از دنیا بگیریم
ما اگه از هم جدا بشیم می میریم
ما باید قدر این روزها رو بدونیم
وای اگه فردا بیاد تنها می مونیم
حالا که دیگه مجبوریم از همدیگه وداع کنیم
بیا به یاد اون روزها همدیگه رو دعاکنیم
یه وقت دیدی دعا گرفت خدا نزاشت جدا بشیم
ای وای داره فردا میاد بیا دست به دعا بشیم
با قلب پاکت از خدا بخواه منو صبرم بده
هنوز نرفتی از پیشم دوریت داره زجرم میده
عزیزم یادت نره دنیا دو روزه
نمی خواهم فردا دلت واسم بسوزه
ای خدا حتی اگه دوستم نداره
تو می تونی نزاری تنهام بزاره




