تبليغاتX
چشمهای بارانی
چشمهای بارانی

ای کاش می مردم

سلام دوستای گلم

ببخشید دیگه کم میام

نوروز همتون مبارک

امیدوارم سال خوشی داشته باشید

باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]

 باد نوروز وزیده است به کوه و صحرا

جامه عید بپوشند، چه شاه و چه گدا

بلبل باغ جنان را نبود راه به دوست

نازم آن مطرب مجلس که بود قبله نما

صوفى و عارف از این بادیه دور افتادند

جام مى گیر ز مطرب، که روى سوى صفا

همه در عید به صحرا و گلستان بروند

من سرمست زمیخانه کنم رو به خدا

عید نوروز مبارک به غنى و درویش

یار دلدار! زبتخانه درى رابگشا

گرمرا ره به در پیر خرابات دهى

به سروجان به سویش راه نوردم نه به پا

سالها در صف ارباب عمائم بودم

تا به دلدار رسیدم، نکنم باز خطا [1]

 

دوستای گلم سر سفره هفت سین من رو از یاد نبرید
نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم اسفند 1387ساعت 17:9 توسط دلتنگ تو| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ